|
دوست دارم آنقدر سیر بخندی تا غم از رو برود.
|
در این شبهای نورانی دعایم کن دعایم کن که محتاج محتاجم
سلام به همه دوستای گل خودم
بچه ها یه کاری بود که همیشه آرزوشو داشتم جور بشه و به یه جاهای مثبت و خوبی برسه
حالا اگه خدا بخواد داره میرسه خیلی به دعاهاتون احتیاج دارم اگه حالشو وقتشو داشتین برام دعا کنید .
سهم انسان از هستی به وسعت قلب مهربان اوست بی شک تمام هستی سهم شماست .
ممنونم خوش باشید دوستتون دارم .
من اين داستانو خيلي دوست دارم شايد شما هم خوشتون بياد
دوتا رفيق بودن يكي آباداني يكي تهراني آباداني اسمش ممد ( محمد) بود تهرانيه اسمش علي اينا تو خدمت با هم خيلي جورن ، طوري كه اگه 2 ساعت همديگه رو نبينن نگران هم ميشن .
ميگذره و دوسال خدمت اينا تموم ميشه دم در پادگان موقع خداحافظي تهرانيه به آبادانيه ميگه ممد خدمتمون تموم شد ولي رفاقتمون تموم نمي شه هر موقع كار خوب خواستي بيا تهران ، آبادانيم بش ميگه من پول و پله ندارم ولي هر موقع زن خوب خواستي بيا آبادان من زنت مي دم .
ميگذره و بعد 2 سال تهرانيه حوس زن گرفتن مي كنه مي ره آبادان ، دنبال خونه ممد مي گرده ميبينه يه خونه فقيرونست و تشكيلاتي نداره در ميزنه ممد در رو باز ميكنه سلام تحويل گرم مهمون نوازي بعد يه هفته علي به ممد ميگه : ممد قرار بود برا من زن بگيره بريم برا من خواستگاري .
ممد ميگه باشه ، ميره تو دوست ، آشنا ، همسايه هر كي رو نشون علي مي ده ، علي نميپسنده
بعد يه هفته تهرانيه دم در خونه آبادانيه داره ازش خدافظي مي كنه بش ميگه ممد تو به قولت وفا كردي من نپسنديدم ، تو همين حين يه دختره از همسايگي آبادانيه مياد ميره تو خونه آبادانيه .
يه دختر خوشكل سنگين و رنگين ، علي به ممد ميگه ممد من اين دختره رو ميخوام ( حالا دختره كيه ؟ نامزد آبادانيه )
ممد بش ميگه باشه ، با خانواده هاشون صحبت ميكنه با نامزدش صحبت ميكنه بدون اينكه تهرانيه بدونه و بفهمه ، دست دختره رو مي ده تو دست تهرانيه و ميفرستش بره تهران .
بعد يه سال ممد گوشه گير شده معتاد شده ، مادرش بش ميگه زنتو كه دادي رفت حداقل برو تهران ببين دوستت بت كار ميده ؟
ميره تهران دنبال خونه رفيقش ميبينه يه ساختمون عظمت تشكيلات توپ همه چي داره ساختمون ، آيفون ميزنه يكي جواب ميده : بله ، ممد ميگه سلام علي من اومدم
- برو آقا من تو رو نميشناسم
ممد ميگه چون من صدام عوض شده علي منو نشناخت دوباره زنگ ميزنه ميگه علي منم ممد از آبادان اومدم .
- برو آقا من اصلا رفيقي به اسم ممد ندارم
اين ميگه رفيقم نامردي كرد برميگرده كه بره آبادان خسته ميشه ميشينه تو چمن روبه روي يه ساختمان مي بينه سه نفرن قيافشون به دزدا مي خوره دارن ميان طرفش اين با خودش ميگه اينا منو ميزنن پولامم بر ميدارن ميرن بزار صداشون كنم پولارو بشون بدم ديگه كتك نخورم .
صداشون ميزنه بشون ميگه اين پول برگشتمه ميخوام برم شهرمون با چند تيكه نون اگه ميخواين ببريدش ، ببرين ولي ديگه كتكم نزنيد .
اونا ميگن نه حالا كه اينطوري شد بيا ما تازه دزدي كرديم اين 50 هزار تومن مال تو و ميرن .
ميگه اين پول و برميدارم ميرم يه پيراهن و شلوار ميخره يه حموم عمومي ميرم يه اصلاح ميكنم برميگردم آبادان به مادرم ميگم رفيقم بم كار داد من نخواستم نگم رفيقم نامردي كرد .
همين كارو كرد داشت بر ميگشت سوار ماشين بشه يه خانمي براش بوق ميزنه آقا بيا سوار شو .
آبادانيه ميگه خانم برو ترو خدا من بچه تهران نيستم همه عالم و آدمم گولم زدن تو ديگه گولم نزن .
زنه پياده ميشه ميگه آقا من از تيپ و قيافت خوشم اومده ميخوام برام كار كني بيا برام كار كن .
ميره محل كاره زنه يه پوشاك زنجيره اي داشت زنه يه غرفه رو ميده دست پسره از بركت دست ممد كار زنه ميگيره بعد از شش ماه زنه بش ميگه خوشم اومد واقعا مردي اگر دوست داري بيا دخترمم بگير .
دخترشم ميگيره
ميگذره بعد از چند وقت دختره بش ميگه ممد يه مجلس و مهموني داريم بالاي شهر مياي بريم ؟
ميگه بريم ، ميرن مهموني يه گوشه مجلس ميشينن ، ( اون گوشه ي مجلس كي نشسته ؟ نامزد سابق آبادانيه كه الان شده زن تهرانيه )
آبادانيه مشروبو ميگيره ميگه ساقي اول من
ميگن بگو
ميگه بزنيد به سلامتي اون رفيقي كه قول داد و به قولش وفا نكرد . (همه ميزنن )
ميگه بزنيد به سلامتي اون سه تا دزدي كه به دادم رسيدن و بم پول دادن (پيك دومم ميزنن )
ميگه پيك سومم بزنيد به سلامتي اون زني كه بم كار داد و اين دختري كه زنم شد .
هر چي گفت به تهرانيه تيكه انداخته بود ديگه ، تهرانيه بش بر ميخوره ميگه ساقي دوم من
بزنيد به سلامتي اون رفيقي كه قول داد و به قولش وفا كرد . (همه ميزنن )
بزنيد به سلامتي اون سه تا دزدي كه دزد نبودن من فرستاده بودمشون . ( پيك دومم ميزنن)
ميگه پيك سومم بزنيد به سلامتي اون زني كه مادرمه و اين دختري كه خواهرمه .
سلام بچه ها
امروز حال مامانم زياد خوب نبود برده بودمش دكتر
يه بنده خدايي ( يه مرد حدود 50 – 55 ساله اونجا بود ) كه خيليم حالش خوب نبود خيلي لاغر و بيحال نشسته بود تا نوبتش بشه درست يه صندلي بين ما فاصله بود. داشت با يه پسر جووني حرف ميزد و درد دل ميكرد و از بيحاليو مريضيش مي گفت منم با عرض شرمنده گي گوشام مثل آينه 18 چرخه چرخيد و سريع تيز شد و داشتم گوش مي كردم البته اونام تغريبا بلند حرف ميزدنا .
پسره بهش گفت ايشالا خدا زودتر شفاتون بده نگران نباشيد خوب ميشيد
كه يه دفه مرده گفت اي بابا خدا هم انگار ما بدبخت بيچاره ها رو فراموش كرده ديگه از اين زندگي لعنتي خسته شدم و بعد اين شعرو خوند كه البته من ازش خواستم يه بار ديگه بگه تا من يادداشت كنم .
خداوندا ...
اگر روزي تو از عرشت به زير آيي ، لباس فقر بپوشي و غرورت را براي لقمه ناني بريزي پاي نامردان
زمين و آسمان را كفر مي گويي نمي گويي ؟؟؟؟
اگر در ظهر گرما خيز تابستان ، لبانت را بر لب يك كاسه ي مسين ِ قير اندود بگذاري و دستانت براي سكه اي اين سو و اون سو در گذر باشد
زمين و آسمان را كفر مي گويي نمي گويي ؟؟؟؟
شما در اين مورد چي فكر مي كنيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام بچه ها من چند روز نبودم و جاتون خالي رفته بودم مسافرت اما وقتي برگشتم ديدم يكي از دوستاي مثلا محترممون اومده بود و يه كامنتي برام گذاشته بود البته بگم من يه اشتباهي كرده بودم اما اصلا و اصلا به اين خانم مربوط نمي شد و من از خود اون شخص مورد نظر عذر خواهي كردم بابت اشتباهم اما متاسفانه توهينارو از شخص شخيص ديگه اي شنيدم حالا به هرحال دوست دارم نظراتتون رو بدونم در مورد آدمايي كه بي ادبياشونو پاي خوشمزگيشون ميزارن و فك ميكنن خيلي جذابن
اين مطلب رو به اين خاطر اينجا و تو وبم گذاشتم چون اصلا دوست نداشتم با همچين شخصيت جذابي آشنايي بيشتري پيدا كنم و ترجيح دادم اصلا به وبش نرم و جوابشو با سكوت بدم چون جواب بعضيا واقعا خاموشيه .
""همينجا بازم از اون شخصي كه ازم ناراحت شده بود عذرخواهي ميكنم خيلي خيلي معذرت ميخوام ""
چرا هميشه فك مي كنيم اين ارازل و آدماي بيسواد و بي فرهنگ هستن كه بي ادبن و فك مي كنن هرچي از دهنشون در مياد ميتونن بگن ؟ هستن آدماي مثلا محترم كه ...
البته با این تفاوت که ارازل ، عمدتاً ادعای "خرد"،"ادب" و "سواد" ندارن، اما بعضي از دوستان ، خودشونو انتهای" سواد و ادب" دانسته و به واسطه ی مطالعه ی فلان کتاب فلسفی و اندیشگی و فلان رمان، خود را علامه دهر می دونن
البته بگم من فكر ميكنم يكي از اصول مهم در منطق گفتگو، شجاعت در پذیرش درستي باشه. هیچ دلیلی وجود نداره که هیچ یک از ما اشتباه نکنیم وهمه مي دونيم كه انسان جايزالخطاست . پذیرفتن اشتباهات در جمع باعث ارتقای شخصیت و اصلاح خودمان واعتقاداتمان مي شه اما به شرط اينكه بعضي از آدماي مثلا باحال و خوشمزه واسه اينكه 4 نفر به طرز حرف زدنشون بخندن هر چي كه از دهن مباركشون در مياد مرحمت نكنن .
منم اشتباه كردم و بابتش عذرخواهي كردم اميدوارم بخشيده بشم .
خدایا آنــگونه زنــده ام بــدار که نشــکند دلی از زنــده بودنم
و آنــگونه بمیــران که کـسی به وجــد نیاید از نبــودنم
بـه دنبـال كـدامين قصـه و افسـانـه مـي گــردي در ايــن بيغــوله ردپـــايــي از يـاران نمي يابي
چراغ شيخ شد خاموش و اين افسانه روشن شد كــه در شهــر بــَدان ميراثي از انسان نمي يابي
در دو روزه عمــر كـوتـه سخت جـانـي كـردم بـــا همـــه نـــامهــــربــانـــان مهربـانــي كـردم
همـــدلي ، هم آشيـــانـــي ، همـــزبـانـي كـردم بعــد ازايــن بـرچرخ بازيگر اميدم نيست نيست
آن سـرانجامـي كه بخشــايد نويدم نيست نيست هديــه از ايــام جــز مــوي سپيــدم نيست نيست
من نـه هـرگز شكفه اي از روزگاران كرده ام نـــه شكــايت از دورنگــي هـاي يـاران كرده ام
گـرچـه شكفـه بر زبـانم ، مي فشارد استخوانم من كه با اين برگريزان روزو شب سر كرده ام
صــد گل اميــد را در سينـــه پــرپــر كـرده ام دست تقـديــر اين زمــانم كرده همـرنگ خــزانم
پشت ســر پلهـا شكستـه پيش رو نقش ســرابي هوشيـــار افتاده مستــي در خــــرابــات خرابی
مهربـانـي كيميــا شــد مردمــي ديريست مرده ســر فرازي را چــه داند ســر بزيري سر سپرده
ميــروم دل مـردگـي هــا را ز سـر بيرون كنم گــــر فلك بـــا من نســـازد چــرخ را وارون كنم
بــر كلام نــاهمــاهنگ جـــــدايــي خط كشـــم در ســــرود آفـــرينش نغمـــه اي مـــــوزون كنـم
در دو روزه عـمرخـود بسيــار هِرمان ديده ام بس ملامت هــــا كـــــز ايـــن نـامردمان بشنیده ام
ســر دهـد در گوش جانم موي هم رنگ شبانم من كـــه عمـــر رفتــــه بــر خاكستـــر غم چيده ام
زين سبب گـردي ز خاكستر به خود پاشيده ام گــــــر بمـــانــــم يـا نمــانـــم بنــده ي پيــر زمـانم
اسلام آخرين دين الهى و كاملترين برنامه زندگى براى كليه اقشار بشريته ، خداوند متعال براى دعوت به اين دين، حضرت محمد صلى الله عليه وسلم را برگزيد و او را بر ساير پيامبران فضيلت و برترى بخشيد. وقتى آنحضرت صلى الله عليه وسلم به رسالت و پيامبرى مبعوث شد اولين قدمي كه برداشت اين بود كه براى ابلاغ پيامهاى الهى افرادى را در نظر گرفت تا بوسيله آنها دعوت اسلام را به بندگان الهى برساند اغلب اين افراد نوجوان يا جوان بودند.
فاتحان بزرگ اسلام جوانان بودند
اما حالا وضعيت اكثر جونامونو ببينيد آدم گريش ميگيره به نظر شما اين جونا مي تونن فاتح باشن ؟
من كه شك دارم با وضعيت الانشون بتونن اما اگه خودشون بخوان و ما و جامعه و خانواده هاشون كمك كنيم حتما مي تونن تو اينم شك ندارم اما اگه خودشون بخوان
بچه ها اينو از زبون يه معتاد به ترياك و هروئين براتون مي نويسم اسم اين آقا ناصر البته الان حدود 2 ساله كه به طور كامل ترك كرده و به قول خودش پاكه و اين پاكي رو مديون قدم مبارك دخترشه و به خودش قول داده كه به خاطر آبرو و امنيت دخترش هميشه پاك بمونه تا بتونه از دخترش توي اين گرگ بازار محافظت كنه
الان ديگه اعتياد خطرناكتر از هميشه شده الان بچه هاي 15 ، 16ساله معتاد هستن اونم معتاد به كرك
كرك ، ماده اي محرك است كه از تصفيه كوكائين به دست مي ياد و به شكل استنشاق دود مصرف ميشه
اما کراکی که در ایران رایجه از مشتقات هروئینه و در صورتی که بصورت علمی تولید شه از تصفیه هروئین به دست میاد .
كراك مادهاي بيبو است، مصرف آن راحته و با يك فندك در هر جايي كه باشي ميتواني مصرف كني؛ درست برخلاف مصرف ترياك و يا هروئين .
کراک های موجود در کشور ایران ۱۵۰ برابر هروئین قدرت تخریبی بر فکر ، مغز و اعصاب داره و حتی منجر به مرگ های فجیعی می شه.
يه معتاد وقتي مي تونه ترك كنه و پاك بشه كه خودش بخواد و يه انگيزه پيدا كنه ، خدا به من اين انگيزه رو داد اميدوارم قدرش رو بدونم .
منم اميدوارم و براتون دعا مي كنم آقا ناصر هم براي شما و هم همه ي اين آدما ،
هميشه ( ترك عادتهاي بد انگيزه هاي خوب مي خواد )
اميدوارم اين انگيزه رو همه پيدا كنن
آمین